هستم و نیستم ...

 

رویا نیست ... اما گاهی پیش می آید جسم و روح از هم جدای جدا می شوند حتی فرسنگها فاصله ...یا تازه این توانایی را کسب کرده ام یا تازه به وجودش پی برده ام ...شاید به شکل سطحی بارها آنرا تجربه کرده ام اما این روزها بسیار عمیق است ...جایی هستی کسی را می بینی حس می کنی که حضور فیزیکی ندارد یا برعکس فیزیک تو اینجاست ولی دقیق که تمرکز کنی جای دیگر حضور داری ...

این حس گاهی آزار دهنده و گاهی لذت بخش است ...لحظاتی هست که با همان رویای کوچک به بزرگی دنیا شاد می شوی ...و لحظه های پیش می آید که دلتنگ می شوی ...سخت دلتنگ ...!

من دلتنگم امروز ...

دلتنگ حضور در جایی که فرسنگها فاصله دارد از من ... در بین تمام کسانی که نزدیکان منند ... همخون منند ...دوست دارم  شریک لحظه های پر از اندوه آتها باشم ...اما نیستم ...اما حضور فیزیکی ندارم ...آیا همینطور که من از دیروز تا حالا در بین آنها سیر می کنم می بینند مرا ؟حس می کنند مرا ؟

رها نمی شوم از این اندوه ...

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
مهدخت

سلام دوست من ممنون از اینکه به من سر زدی . عیدت مبارک[گل]

مهدخت

متن زیبایی نوشتی . چه حس جالبی . چه دلتنگی قشنگی [گل]

یاسر

سلام دلتنگی ها رو قدر بدون سبز باشی

نوید

به زبانی دیگر اینها رویاهای بیداری هستند وهمهنیوریکه توضیح دادید با همان مشخصات. به نظر منتنها باید سعی کرد راههایی برای حل این [دایی ها و رهیدن از این دلتنگی پیدا کرد.حتمآ راهی هست[گل]

ساسان

سلام نوشا ی عزیز [گل] رنگ وجود شما خاکستری است ... خاکستری جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی کنید و هر آنچه را که درونتان است آشکار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید روز مردم را روشن کنید. شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید. ...