خیال دور ...

 

گاهی انگار آرزوهام گم می شن ... نمی دونم چه می خوام ؟!...قاطی می کنم  ...شاید برای اینه که  خواسته هام با دنیای اطرافم نمی خونه ... این کلافه ام می کنه ... از همه چیز خسته ام می کنه ...گاهی این نوشتن هم راضیم نمی کنه ...

این آرزوها همیشه آرزوها و رویاهای شخصی من نیست .به جامعه ام بر می گرده ...این چند روز از نگاه آدمها به همدیگه در عذابم ...با اینکه اصلا خود من درگیر این جریانها  نیستم  اما زجر می کشم ...به عنوان یک زن اینهمه توهین رو به یک زن نمی تونم تحمل کنم ...

زنی که تمام بودنش انگار برای دیگرانه ...چه مادر باشه ...چه همسر ...چه معشوق ...چه عاشق !

 

 

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
ژوکر

سلام ژوکر به نوشا چه عجب ما تونستیم این وبلاگ رو بعد مدتها باز کنیم هر چی میومدیم باز نمیشد که[تعجب] آدرس لینک عوض شده نه؟ ممنون که اومدی [گل][گل][گل]